به نام خدا

زعم بسیاری از صاحب نظران عرصه سیاست یكی از مهمترین كارویژه‌های هر حكومت سیاسی كارآمدی است. اساسا كارآمدی نظام سیاسی را توانایی آن نظام برای بسیج منابع در جهت انجام كارویژه‌های خود، به طور موفقیت آمیز می‌دانند . شاید مشخص ترین شاخصه‌های كارآمدی یك نظام سیاسی را بتوان در حفظ ثبات سیاسی؛ قدرت تطبیق نظام با شرایط جدید؛ جلب مشاركت، تبعیت و حمایت مردم؛ برقراری عدالت، رفاه ، امنیت، آزادی و سایر ارزشها دانست. با این حال آنچه كه غالبا از سوی مردم در خصوص كارآمدی یك نظام مد نظر می‌آید توسعه كمی و كیفی شاخص‌های عدالت و توسعه است.
با این حال پس از پیروزی انقلاب اسلامی كارآمدی همواره یكی از مهمترین اهداف و وظایف نظام جمهوری اسلامی محسوب شده است و دولت‌های پس از انقلاب همگی درصدد بوده اند تا شاخص توسعه و عدالت را در جامعه افزایش دهند. البته هرچند توجه مسئولین به عدالت و توسعه در نهایت موجب تضمین سلامت و بقای نظام می‌شود اما باید دانست اساس این توجه نشات گرفته از ذات و هویت انقلاب اسلامی می‌باشد كه برخاسته از آرمان‌ها و ارزش‌های الهی است. دین مبین اسلام عدالت و پیشرفت را همواره مورد تاكید قرار داده است و دور از انتظار هم نیست كه حكومت برآمده از چنین مكتبی پیشرفت و عدالت را در اولویت اهداف و برنامه‌های خویش قرار دهد.
اما گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و موفقیت كشور در حل بسیاری از چالش‌های سیاسی اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی مهر تثبیتی بر كارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران زده است . عده ای از مخالفان همواره حكومت‌های دینی را ناكارآمد توصیف می‌كردند و نظام مردمسالاری دینی را هم در همین حوزه جای می‌دادند اما نگاهی كوتاه و گذرا به موفقیت‌های اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و... ایران طی سی سال گذشته آن هم با وجود یك جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی نه تنها بحران ناكارآمدی نظام اسلامی را ملغی اعلام می‌كند بلكه اثبات می‌نماید نظریه مردمسالاری دینی می‌تواند در سخت ترین شرایط هم كارآمدی خود را تثبیت كند.
تنها در حوزه اقتصادی ایران توانسته است پس از انقلاب به شانزدهمین اقتصاد بزرگ جهانی بدل شود. چندی پیش اداره اطلاعات اقتصادی آمریكا در برآورد خود از تولیدات ناخالص داخلی 225 اقتصاد دنیا در سال 2009 ایران را شانزدهمین اقتصاد بزرگ جهان در این سال معرفی كرد.این اداره با ارائه تازه‌ترین برآورد خود از تولید ناخالص داخلی 225 اقتصاد دنیا اعلام كرد ایران با تولید ناخالص داخلی 876 میلیارد دلاری خود بر اساس قدرت خرید به عنوان شانزدهمین اقتصاد بزرگ دنیا در سال 2009 شناخته شده است.بر اساس برآورد این مركز اقتصاد ایران در سال 2009 با رشد 6/2 درصدی مواجه شده و تولید ناخالص داخلی این كشور بر اساس قدرت خرید از 853 میلیارد دلار در سال 2008 به 876 میلیارد دلار در سال 2009 رسیده است.
قبل از ایران اندونزی با تولید ناخالص داخلی 968 میلیارد دلاری در رتبه پانزدهم جهان قرار گرفته است. تركیه نیز با تولید ناخالص داخلی 861 میلیارد دلاری بر اساس قدرت خرید یك پله پایین تر از ایران و در جایگاه هفدهم قرار گرفته است.
البته بررسی شاخص‌های كارآمدی نظام جمهوری اسلامی كار دشواری است اما نگاهی كوتاه به جایگاه ایران در حوزه بهداشت و درمان، تولید علم و فناوری، آزادی‌های سیاسی، رشد رسانه‌ها، جایگاه زنان و... بیانگر این نكته است كه جمهوری اسلامی توانسته است گام‌های استواری در این زمینه بردارد. البته پرواضح است كه گذشت دو دهه از آغاز جدی تلاش نظام اسلامی برای اثبات كارآمدی فرصت كوتاهی برای قضاوت است اما اگر آنچه را كه در سند 20 ساله كشور مورد اتفاق قرار گرفته است مورد نظر قرار دهیم متوجه می‌شویم كه نظام مردمسالاری دینی می‌تواند به یكی از كارامد ترین نظام‌های سیاسی در جهان تبدیل شود.


منیع: سایت پژوهشکده ی باقر العلوم